لینک نوشته شده در
شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 15:17 توسط امیر |
خدایا آخه چرا باید زندگیم اینجوری باشه چرا نمیتونم راحت بگم دوسش دارم چرا نمی تونم راحت رفتار کنم مگه با بقیه چه فرقی دارم چرا همش باید حواسم باشه که خیلی تابلو نشه ؟
همش واسه اینه که باید خودم بشم .
مطمئنم که می تونم خودم بشم و نمی ذارم کسی جلوی خودم شدن رو بگیره چرا آیندم و خراب کنم که واسه مامان بابام آبرو بمونه چه طور وقتی یکی سرطان داره همه راحت قبول میکنند و هیچ آبرویی هم نمیره ولی اگه من عمل کنم آبروی همه میره.
با این وضعیت تو جامعه ی ما بعد از عمل هم هیچ چیز بهتر نمیشه ولی از این دو گانگی بهتره...
لینک نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 10:5 توسط امیر |
ميدوني عاشق شدن يعني چي ؟
ميدوني عاشق شدن واسه من وامثال من يعني چي از نظر مردم چه جايگاهي داره؟
يعني فساد يعني فسادي كه هيچوقت انجام نداديم .
ميدوني اگه اوني كه دوسش داري بفهمه يعني چي؟
يعني حتي اگه عمل هم بكني مي خواستي ازش سوء استفاده كني
مي دوني از نظر خانوادت چي هستي؟
يه موجود پست هوس باز كه هيچ مشكلي نداره ولي مي خواد آبرويه اونا رو از بين ببره
حالا اگه حرف خونوادت رو گوش ندي و عمل كني چي ميشه؟
اگه با وضعيت جديدت بتوني كنار بياي و رو پاي خودت وايسي كه نجات پيداكردي وگرنه نبايد روي كمك خانواددت حساب كني چون مايه ي آبرورريزي هستي
اينا تازه قسمتي از مشكلاتييه كه باهاش سر كار داريم
به نظر شما سهم من از دنيا چيه؟
لینک نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 9:44 توسط امیر |
سلام :
من امیرم البته قراره امیر بشم
دیر گذشت
خاکه های قلبم را باد برد
اشکها
نریخته خشک شدند
خزان من گذشت
زمستان جانم را گرفت
بهاری دیگر نیست
لینک نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 10:5 توسط امیر |