تبليغاتX
محکوم به تنهایی
زندگی تعداد نفس هایی نیست که می کشیم محکوم به تنهایی

این عدالته یا بی عدالتی قضاوتش با ...

لینک نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:13 توسط امیر |

لینک نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:10 توسط امیر |

avatar74853_106gif

لینک نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 14:4 توسط امیر |

بگذارید مطلب را با یک پرسش آغاز نمایم، آنهم اینکه: « جنسیت شما چرا و چگونه تعیین شده است؟» پاسخ به این سوال منوط به پاسخ دادن به زیر سوالهای دیگری است:
«منظور از جنسیت چیست؟» و «آیا جنسیت تعیین شدنی است؟»


بنابر توافقات حاصل روانشناسان «جنسیت» یا همان «genus»  لاتین، از چهار جزء تشکیل یافته است:

جنس بیولوژیکی / ظاهر نر یا ماده : Sex

  تمایل یا گرایشات جنسی: Sexual Orientation  

هویت جنسی/ احساس روانی زن یا مرد بودن:  Sexual Identity

 رفتارجنسی-اجتماعی:  Sexual Behavior  

جنس بیولوژیکی
 انسان به لحاظ زیست شناختی  از لقاح تخمک و اسپرم، تشکیل گامت و در نتیجه رشد ، تغییر و تکامل این توده سلولی بوجود می آید. هسته تخمک حاوی کروموزوم X (کروموزم مجموعه کدهای ژنتیکی یا سخت افزارتعیین کننده فعالیتهای سلول می باشد) است. ولی کروموزوم اسپرم هم می تواند X باشد و هم Y. سلولهای بدن انسان از دو جفت کروموزومی/23*2= 46/ تشکیل شده اند. در جریان آمیزش جنسی بنابر اینکه کدام اسپرم، X یا  Y خود را زودتر به تخمک برساند، جنس جنین یا نر می شود یعنی:  XY  یا ماده: یعنی:  XX. البته انواع بیمارگونه ترکیبات کروموزومی نیز وجود دارند، بعنوان نمونه:

 (Turner’s syndrome: 46X0) و  (Klinefelter's syndrome: 46XXX, 46XXY)

آلت تناسلی جنین در سه ماه اول حاملگی، از هردو نوع لوله، «ولفین داکت/ Wolfian Duct» و «مولرین داکت:Mullerian Duct»،  تشکیل شده است که  در نهایت بترتیب تبدیل به آلت تناسلی مرد  و زن می شوند. نزد جنین  XY  تستیکل ها/ خایه ها رشد یافته و از خود هورمون «MIH: Müllerian Inhibitory Hormone» را ترشح می کنند. این هورمون از رشد «مولرین داکت/ لوله "زنانه"»  جلوگیری می کند. از طرفی ترشح تستوسترون  باعث رشد لوله "مردانه" / «ولفین داکت» می گردد. در جنین  XX عدم وجود تستها باعث تحلیل رفتن لوله مردانه شده و لوله زنانه خود به خود، بدون نیاز به هیچ عامل محرکی به آلت تناسلی داخلی و خارجی زن تکمیل می شود. اشکال زیر نشانگر این تغییر و تخولات می باشند: (برای نمایش بزرگتر تصاویر روی آنها کلیک کنید!)



              

  اختلال در هر کدام از این مراحل باعث نقص جنسی فرد می شود. بعنوان نمونه در صورت نبودن گیرنده های هورمون تستسترون و لذا عدم وجود محرک، تغییر شکل ظاهری اندام تناسلی  به مرد صورت نمی گیرد بلکه بصورت زن در می آید. البته رشد لوله زنانه از پیش سرکوب شده و رحم و تخمدانی در کار نیست ولی به جای آن تستیکل ها در داخل بدن قرار دارند «Testicular Feminisation»

بیماری دیگری نیز با نام «Congenital adrenal hyperplasia» نزد زنان وجود دارد . این بار در ترشح آنزیمی که برای تولید کورتیزول، هورمون تنظیم کننده ACTH  لازم است اختلال بوجود می آید. در نتیجه غده فوق کلیه در اثر تحریک بیش از حد ACTH بزرگتر شده و هورمون های جنسی را به میزان غیرعادی ترشح می کند. فزونی تستوسترون موجب تغییرظاهر آلت جنسی زن به مرد می شود، در صورتی که اندام جنسی داخلی اش، هنوز زنانه است. عمل جراحی در این مورد می تواند موجب بهبود وضعیت فرد شود.


  گرایشات جنسی
تابحال شاهد توضیح مختصری پیرامون زیست شناسی جنسیت انسان بودیم. عاملی که فرد در تعیین آن نقشی ندارد. حال می پردازم به انواع گرایشات و یا تمایلات جنسی انسان که اعم اند از:

 دگرجنس گرایی، Heterosexuality : گرایش به جنس مخالف

هم جنس گرایی، Homosexuality : گرایش به جنس موافق

دوجنس گرایی، Bisexuality: گرایش به هر دو جنس موافق و مخالف

بی جنسی، Asexuality: عدم گرایش جنسی

فرد «بدل جنس» / Transsexual جزو این رده بندی قرار نمی گیرد، زیرا بدل جنس بودن گرایش نیست و تعلق به "جنس" مخالف یک خواسته یا آرزو نمی باشد، بلکه احساسی است که در تارو پود هویت جنسی شخص جای دارد. این افراد  با هویت جنسی معینی، اما در بدن و قالب فیزیکی "اشتباه/مبدل" زاده می شوند و در طول زندگی خود شدیداً خواهان تغییر جسمی و نه جنسی خود توسط عمل جراحی هستند. به نظر من  واژه «تغییر جنسیت» در واقع  نامتعارف است، زیرا هویت جنسی، یعنی احساس روانی فرد از مرد یا زن بودن خود، تغییردادنی نیست. فرض ترانسسکسوآلیسم /بدل جنسی به عنوان یک بیماری روانی که توسط روان درمانی قابل معالجه باشد، نادرست است. متاسفانه بدلیل عدم آگاهی و مبهم بودن این مساله در جامعه و همین طور عکس العمل شدید و تنفرآمیز برآمده از کمبود تحمل اطرافیان در مورد اینگونه افراد، میزان افسردگی و اختلالات روانی ایشان بسیار بالا بوده و بنابرآمار 50% این افراد تا سن سی سالگی خود کشی می کنند. افراد بدل جنس معمولاً از دوران کودکی خود را متعلق به "جنس مخالف" می دانند و نسبت به آلت تناسلی خود احساس تنفر شدید دارند.

دلایل بیولوژیکی و روانی ناملایمات جنسی
زیگموند فروید، معتقد است، همه انسانها در ابتدا دوجنس گرا هستند و در اثر تغییرات روحی روانی است که گرایش دوگانه آنها سرکوب شده و تنها به یک جنس گراییده می شوند. او این تئوری را بر اساس هرمافرودیت بودن انسان در دوره ای از رشد جنین، همانطور که در بالا توضیح داده شد، پایه بندی نمود. به عقیده او این دوران شرایط را برای گرایش به هر دو جنس مهیا می سازد که در نتیجه تکامل یکی از این گرایشات، "گرایش طبیعی"، میسر و دیگری بطور مخفی نزد فرد باقی می ماند. او دلیل همجنس گرا بودن "بیمارانش" را اختلال در شکل گیری "گرایش طبیعی"  اعلام نمود. البته همه تئوریهای موجود راجع به ناملایمات جنسی در حد نظری می باشند و تا بحال هیچگونه توضیح علمی و قانع کننده راجع به آنها ثبت نشده است.

روانشناسان اعتقاد دارند عوامل بیولوژیکی به تنهایی نمی توانند گرایش به جنس موافق یا مخالف را توضیح دهند، بلکه این تمایلات وابسته به یک سری عوامل و متغیرهای روانی و اجتماعی  نیز می باشند.  مغز انسان و شاهراههای آن، در دوران جنینی پایه ریزی  شده و اساس تفاوتهای ذهنی و روانی او با جنس مخالفش را تشکیل می دهند. گروهی منشاء ناملایمات جنسی را در تغییرات هورمونی اولیه در دوران رشد جنین و در نتیجه تکامل بیگانه سیستم عصبی آن، بخصوص بخش درونی اش به نام هیپوتالاموس می دانند. از لجاظ جسمی افراد همجنس گرا و یا بدل جنس هیچ مغایرتی با هم جنسان خود ندارند. مطالعاتی که تا کنون در زمینه مقایسه مغز دگرجنس گرایان و هم جنس گرایان  صورت گرفته، گویای تفاوت اندازه بخشی از هیپوتالاموس/  BSTc: Bed Nucleus of Stria Terminalis  میان مردان هم جنس گرا و مردان دگرجنس گراست، طوری که نزد مردان هم جنس گرا این بخش بیشتر به اندازه مغز زنان دگرجنس گرا شباهت دارد. البته این مطالعات پس از کالبدشکافی افراد مبتلا به ایدز صورت گرفته است. آنچه نامعلوم است زمان بوجود آمدن این تغییرات می باشد و در ضمن احتمال می رود این تغییرات بر اثر خود بیماری ایدز پدید آمده باشند.

 Harry benjamin و John Money از پیشروان مطالعات افراد بدل جنس ریشه اختلالات هویت جنسی را منوط به تغیرات ژنتیکی وهورمونی دوران جنینی و هم دوران رشد و تکامل فرد در دیگر مراحل زندگی  و بعلاوه تاثیر شرایط محیطی  برمی شمارند. Dorner ، محقق آلمانی پس از مطالعات آماری خود به این نتیجه رسید که بیشتر همجنس گرایان شهر برلین در طول جنگ جهانی دوم بدنیا آمده اند. او پس از آزمایشی که روی حیوانات انجام داد، تاثیر استرس  در ایجاد تغییرات هورمونی در مغز جنین و در نتیجه تغییر هویت جنسی آنان را تاکید نمود. تا کنون پژوهشهای فراوانی برای فهم کارکرد مغز انسان صورت گرفته است که نشان می دهد بخشی از مغز به نام تمپورال لوب / Temporal Lobe مسوول رفتارهای جنسی انسان می باشد. نظریه ای در این زمینه وجود دارد که هرگونه خلل و آسیب دیدگی در این قسمت باعث کاهش کنترل افراد بر رفتارهای جنسی شان  می شود و پیامد آن ناملایماتی از قبیل فتیشیسم  و ایگزیبیشونیسم  و پان سکشوآلیسم خواهد بود.

 اما  محیط پیرامون و افراد مرتبط با  فرد نیز در شکل گیری هویت جنسی اش تاثیر گذارند. در متون تحقیقی روانشناسان به تاثیر خانواده در شکل گیری هویت جنسی فرد اشاره می شود. بعنوان نمونه مادرسالاری تصویر ترسناکی از زن را در ذهن فرزندان پسرمی آفریند، و به همین خاطر ممکن است در آینده فرد از لحاظ جنسی به مردان "پناه" ببرد. پدرسالاری و کنترل شدید دختر نیز می تواند نتیجه مشابهی را داشته باشد. عوامل اجتماعی نیز در این جریان بی تاثیر نیستند. در همه جوامع یک سری هنجارها و پیش فرض هایی موجود است که نقش «دختر» یا «پسر» بودن را از قبل برای افراد جامعه تعیین می کند. پرینسPrince,1967 ، معتقد است که مردان دارای قابلیت مادرزادی برای ابراز "خود مونث/ feminie Self" خویش دارند، اما الگوهای فرهنگی و اجتماعی و همین طور تربیت خانوادگی این استعداد را در آنها کور می کند. شاید تابحال در رسانه ها و یا به چشم خود مردانی را دیده باشید که لباس زنانه به تن می کنند. گفتنی است که بسیاری از این افراد همجنس گرا و یا بدل جنس / ترانس سکسوال نیستند بلکه «بدل پوش» / Transvest نامیده می شوند و علی رغم بدل جنسها، شاید رغبتی برای تغییر جسم خود توسط عمل جراحی نداشته باشند، اما از پوشیدن لباسهای جنس مخالف احساس مطلوبی می یابند.نزد بدل پوشان به شکل و شمایل زن در آمدن تنها موجب تحریکات جنسی و حالات شهوانی  نمی گردد، بلکه جنبه عاطفی و احساس رضایت خاطر نیز برای اینگونه افراد می آفریند. به گفته  Docter/1988 ، تجربیات جنسی نتیجه ای از تاثیر متقابل چندین عامل گوناگون  و یا دقیقتر، ترکیب پیچیده ای از جریانات فیزیولوژیکی و روانی می باشند. یعنی مجموعه ای از عکس العمل های ادراکی که فرد توسط آگاهی، قضاوت و تعبیر تحریکات جنسی، فرد بدان نائل می شود. عکس العمل های ادراکی  به نوبه خود پیش آهنگ جریانات فیزیولوژیکی می باشند. 

جدول زیر مقایسه ای بین سه گروه بدل جنس/ ترانس سکسوآل، بدل پوش/ ترانس وست و همجنس گرا را نشان می دهد:

  بدل جنس- Transex بدل پوش-Transvest همجنس گرا-
Homosex
گرایش جنسی همجنس گرا دگر جنس گرا همجنس گرا
رفتارهای زنانه در دوران کودکی + - +
شور جنسی

 

- + + +
تنفر از آلت جنسی

 

+ + - +/-
دوره ای بودن عدم رضایت از جنس خود - + +

نکته: میان تمایلات، هویت و رفتارهای جنسی می بایست تمییز قائل شد. مثلاً این که فردی بر اثر کنجکاوی با همجنس خود رابطه آمیزشی دارد، دلیل بر هم جنس گرا بودن او نیست. بنابر آمار بسیاری از زنان و مردان مخصوصا در دوره نوجوانی حداقل یک بار با همجنس خویش رابطه آمیزشی داشته اند. شاید برای چندی از شما تابحال پیش آمده باشد که این مساله را در حد تخیل، رویا و حتی خواب نیز تجربه کرده باشید و از بیان آن واهمه داشته ید. البته نگران نباشید، این نشان بر غیر عادی بودن شما نیست!

نتیجه گیری
در خیلی از موارد با افرادی مواجه می شوم که هنوز تفاوت میان گروهای مختلف این گروهها را درک نکرده اند. بعنوان نمونه هیچ تفاوتی میان همجنسگرایان، پدوفیلها و بدل جنسها قائل نیستند! و با وجود فقر آگاهیشان در این موارد چنان تنفری از این افراد دارند، که گویا آنها حقشان را بنحوی پایمال نموده اند. خوب این کینه توزی و تنفر از کجا سرچشمه می گیرد؟ بیشتر این افراد از آگاهی کمی نسبت به امور جنسی برخوردارند و شاید تابحال برخوردی نیز با افراد همجنس گرا یا بدل جنس نداشته اند. البته این مسائل در جوامع نسبتاً جدید می باشند.   تنها سی سال است که همجنس گرا بودن از شمار بیماریهای روانی موسسه روانشناسان آمریکایی خارج شده است.  بطور کلی  انسانها نسبت به مسائل ناشناخته محیط اطراف خود عکس العمل محافظه کارانه و دفاعی نشان می دهند، علی رغم اینکه همجنس گرایی از زمان آنتیک و یونان قدیم و تقریباً در تمامی ممالک و مذاهب و فرهنگها وجود داشته است و در دوران کهن نیز جامعه  بطور مبالغه آمیزی با این افراد رفتار می نمود. این مسائل امروزه بتدریج به رسمیت شناخته می شوند و در برخی از کشورهای اروپایی مانند سوئد، ده سالی هست که قانون ازدواج  هم جنس گرایان به تصویب رسیده است. ولی با این وجود هنوز که هنوز است بسیاری تاب بحث و گفتگو در این موارد را ندارند. درست است که هنوز راه طاقت فرسا و طولانی  برای کند و کاو و کشف اسرار طبیعت انسان باقی است، اما تنها عاملی که ما را برای نیل این هدف نزدیکتر می سازد همانا  شناخت و آگاهی و پذیرا بودن برای بحث و گفتگوی آزادمنشانه در این موارد، غلبه بر بدفهمیها، زدودن غبار خرافات از اذهان و از همه مهمتر پرورش هنر شکیبایی و تامل در مسائل بدون عجله برای قضاوت می باشد. در نهایت این مسائل نیز بخشی از انسانیت هستند و باید به آنها رسیدگی شود. 

---------------------------------------------------------
منابع:

Transsexualism i ett logopedisk perspektiv, Eva Söderpalm
Transvestism och det andra jaget, Sam Larsson
Sexologi, P. O. Lundberg
http://www.gendertrust.org.uk
http://www.wikipedia.com

 

لینک نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 13:53 توسط امیر |

Hack template designed by BAHAR-20